{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز رفته بودم امامزاده داوود...

دیروز رفته بودم امامزاده داوود...




تو مسیر یک پیرمرده پیاده میرفت سوار ماشینش کردم، برگشت گفت دست شما درد نکنه ما قدیما این مسیر رو با خر میرفتیم،
الان داریم با شما میریم...



نفهمیدم تشکر کرد؟! خاطره بود؟ یا قصد تخریب مارو داشت؟!!!😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۲)

شاگرد لوس منپارت 25با نهایت سرعت به طرف اتاق بهداشت که سالن ...

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

bts

KIM V

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

طبقه ۱۲پارت اول🚬علامت ها:داهی+جونگکوک_نایا*بقیه اعضا!ویو داه...

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط