کوچه ای را بود نامش معرفت. مردمانش با مرام از هر جهت . سی
کوچه ای را بود نامش معرفت. مردمانش با مرام از هر جهت . سیل آمد کوچه را ویرانه کرد. مردمانش را با جهان بیگانه کرد. هر چه در آن کوی بود از معرفت ، شست و باخود برد سیل بی جهت.از تمام کوچه تنها یک نفر، خانه اش ماند و خودش جست از خطر . چون که در اندیشه ام این گونه ای حتم دارم بچه ی آن کوچه ای.
- ۷۵۳
- ۱۱ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط