「#NEWTON'S LAW 」
「#NEWTON'S LAW 」
قـٰانـونِ نیوتـون
𝗣𝗔𝗥𝗧 : 99
✦.................................
جونگکوک فقط پوزخند خیلی کوتاهی زد؛ همان پوزخندی که بیشتر از هر فحشی آدم را تحقیر میکرد... نگاهش حتی یک لحظه هم از روی نیکان برداشته نشد.
این لبخند آخرین چیزی بود که نیکان احتیاج داشت ببیند، رگ شقیقهاش بیرون زد، با چند قدم بلند فاصلهی بینشان را از بین برد تا جایی که حالا فقط چند سانتی متر با جونگکوک فاصله داشت.
چشم در چشم؛ دو نگاه... دو آتش. نیکان با صدایی گرفته اما پر از خشم گفت:
نیکان: فکر نکن چیزی نمیدونم...
جونگکوک سکوت کرد.
نیکان: خبر ازدواجتون به گوشم رسیده
مشتش آرام گره خورد.
نیکان: خوب میدونم اون ازدواج...
با تأکید ادامه داد:
نیکان: اجباری بوده.
جونگکوک بدون اینکه کوچکترین تغییری در حالت صورتش ایجاد شود، فقط گفت:
_ بعد؟
نیکان خشمگینتر شد
نیکان: بعدش اینه که...
انگشتش را روی سینهی جونگکوک کوبید
نیکان: خواهر من هیچوقت با میل خودش زن تو نشده.
جونگکوک نگاه کوتاهی به انگشتی که روی سینهاش بود انداخت، بعد خیلی آرام دست نیکان را کنار زد
_ دستتو بردار.
صدایش آرام بود اما آن آرامش، از هر فریادی ترسناکتر بود
نیکان عقب نکشید.
نیکان: هر کاری کرده باشی، هر تهدیدی، هر اجباری.. من نیکی رو ازت پس میگیرم.
جونگکوک برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد، بعد خیلی خونسرد گفت:
_ پس بگیر.
همین دو کلمه... باعث شد چند نفر از افراد نیکان ناخودآگاه به هم نگاه کنند، جونگ کوک یک قدم جلوتر آمد، حالا این نیکان بود که مجبور شد سرش را کمی بالا بگیرد
_ ولی یه چیزو یادت بمونه...
نگاهش سردتر شد
_ از لحظهای که اسمش کنار اسم من ثبت شد، نیکی زن منه و چیزی که مال منه...
باد میان کت بلندش پیچید
_ هیچوقت ازم جدا نمیشه.
نیکان خندید اما آن خنده، هیچ گرمایی نداشت
نیکان: مال تو؟
سرش را آرام تکان داد
نیکان: آدم مال و اموال نیست، جونگکوک.
جونگکوک بیدرنگ جواب داد:
_ درسته.
چند لحظه سکوت کرد
_ برای همینم هیچوقت مثل وسیله باهاش رفتار نکردم.
نیکان با عصبانیت گفت:
نیکان: فکر کردی نمیدونم کی هستی؟
یقهی پیراهن جونگکوک را محکم مشت کرد و او را یک قدم به سمت خودش کشید، نگاهش پر از نفرت بود
نیکان: خالق قانون نیوتون...
با هر کلمه فشار دستش بیشتر میشد:
نیکان: رئیس بزرگترین مافیای کره.. مردی که اسمش برای نصف آدمای این کشور یعنی حکم مرگ.
صدایش پایینتر اما خطرناکتر شد:
نیکان: هر جا اسم جئون جونگکوک اومده... بعدش فقط خو៸ن بوده.
قـٰانـونِ نیوتـون
𝗣𝗔𝗥𝗧 : 99
✦.................................
جونگکوک فقط پوزخند خیلی کوتاهی زد؛ همان پوزخندی که بیشتر از هر فحشی آدم را تحقیر میکرد... نگاهش حتی یک لحظه هم از روی نیکان برداشته نشد.
این لبخند آخرین چیزی بود که نیکان احتیاج داشت ببیند، رگ شقیقهاش بیرون زد، با چند قدم بلند فاصلهی بینشان را از بین برد تا جایی که حالا فقط چند سانتی متر با جونگکوک فاصله داشت.
چشم در چشم؛ دو نگاه... دو آتش. نیکان با صدایی گرفته اما پر از خشم گفت:
نیکان: فکر نکن چیزی نمیدونم...
جونگکوک سکوت کرد.
نیکان: خبر ازدواجتون به گوشم رسیده
مشتش آرام گره خورد.
نیکان: خوب میدونم اون ازدواج...
با تأکید ادامه داد:
نیکان: اجباری بوده.
جونگکوک بدون اینکه کوچکترین تغییری در حالت صورتش ایجاد شود، فقط گفت:
_ بعد؟
نیکان خشمگینتر شد
نیکان: بعدش اینه که...
انگشتش را روی سینهی جونگکوک کوبید
نیکان: خواهر من هیچوقت با میل خودش زن تو نشده.
جونگکوک نگاه کوتاهی به انگشتی که روی سینهاش بود انداخت، بعد خیلی آرام دست نیکان را کنار زد
_ دستتو بردار.
صدایش آرام بود اما آن آرامش، از هر فریادی ترسناکتر بود
نیکان عقب نکشید.
نیکان: هر کاری کرده باشی، هر تهدیدی، هر اجباری.. من نیکی رو ازت پس میگیرم.
جونگکوک برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد، بعد خیلی خونسرد گفت:
_ پس بگیر.
همین دو کلمه... باعث شد چند نفر از افراد نیکان ناخودآگاه به هم نگاه کنند، جونگ کوک یک قدم جلوتر آمد، حالا این نیکان بود که مجبور شد سرش را کمی بالا بگیرد
_ ولی یه چیزو یادت بمونه...
نگاهش سردتر شد
_ از لحظهای که اسمش کنار اسم من ثبت شد، نیکی زن منه و چیزی که مال منه...
باد میان کت بلندش پیچید
_ هیچوقت ازم جدا نمیشه.
نیکان خندید اما آن خنده، هیچ گرمایی نداشت
نیکان: مال تو؟
سرش را آرام تکان داد
نیکان: آدم مال و اموال نیست، جونگکوک.
جونگکوک بیدرنگ جواب داد:
_ درسته.
چند لحظه سکوت کرد
_ برای همینم هیچوقت مثل وسیله باهاش رفتار نکردم.
نیکان با عصبانیت گفت:
نیکان: فکر کردی نمیدونم کی هستی؟
یقهی پیراهن جونگکوک را محکم مشت کرد و او را یک قدم به سمت خودش کشید، نگاهش پر از نفرت بود
نیکان: خالق قانون نیوتون...
با هر کلمه فشار دستش بیشتر میشد:
نیکان: رئیس بزرگترین مافیای کره.. مردی که اسمش برای نصف آدمای این کشور یعنی حکم مرگ.
صدایش پایینتر اما خطرناکتر شد:
نیکان: هر جا اسم جئون جونگکوک اومده... بعدش فقط خو៸ن بوده.
- ۶۲۸
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط