{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسلامتی...

بسلامتی...

رفیقایی که تا تهش موندن

بسلامتی

اون رفیقی که فکر کردم پشتم؛ چون اون هست گرمه

ولی نگو

این گرما؛گرمای خونی بود که

 رفیقا خنجرشو خودشون بهم زدن
دیدگاه ها (۱۲)

الهی امشب هیچ چشمیگریان نشههیچ تنی دچار دردوبیماری نشه هر چی...

ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩم مقابلت " ﺁﺩﻡ " ﻧﯿﺴﺖ ....ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭ...

می دونی چیه رفیق!؟حکایت زندگی ما شده مث "دکمۀ پیراهنِ"اولی ر...

گفت:« سُرّ من رَای»، ترجمان سامراستمن ولی دلم گرفت، این حرم ...

★彡   Part 26 彡★ وارد اتاقم که شدیم، با گرمای شدید مواجه شدم....

ادامه پارت ۵۲ قسمت اول

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

I'm not jealous part 56دستمو پشت گردنش گذاشتم و عمیق و محکم ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

نمیدونم کدومتون تا حالا کرگدن رو خوندید اما من سالها پیش اون...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط