{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

feik Part³:

feik Part³:

نامجون: بچه ها زود باشین لباس بپوشید باید بریم بیمارستان
جیمین: بیمارستان چرا؟
نامجون: لیانا مریض شده یونگی گفت فعلا باید بستری بشه
تهیونگ: اوه شت بچه ها زود باشید بریم
جیهوپ: بریم بریم

یونگی: بعد از چند دقیقه اعضا اومدن و با اعضا رفتیم داخل اتاق و هنوز خواب بود که بعد از چند دقیقه بیدار شد

لیانا: اروم چشم هام رو باز کردم اولش دیدم تار بود ولی بعدش اوکی شد یه چیزی رو روی دهنم حس میکردم و نمیتونستم حرف بزنم که متوجه شدم بیمارستانم وقتی به اطراف نگاه کردم با یونگی و اعضا مواجه شدم......
دیدگاه ها (۸)

chand Party:ا/ت: با یونگی دعوام گرفته بود و یونگی داشت همینج...

chand Party:ا/ت: همین انتظار ازت میرفت و بدون هیچ حرفی پاشدم...

feik Part²یونگی: دکتر بهم گفت که به شدت مریض شده و باید بستر...

feik :لیانا: یونگی چند روزی بود که برای تورشون رفته بودن آمر...

🩷من عاشق شدم🩷پارت ۲نامجون روبه ات. بیا توویو ات. معلوم بود ک...

بازگشت بی نام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط