{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

chand Party:

chand Party:

ا/ت: همین انتظار ازت میرفت
و بدون هیچ حرفی پاشدم رفتم تو اتاق و در رو قفل کردم

یونگی: دستی به موهام کشیدم واقعا گند زدم خودم نفهمیدم چیکار میکنم هوففففف و رفتم دم در

یونگی:ا/ت میشه در رو باز کنی؟
ببخشید نفهمیدم چیکار کردم نمیخواستم اینجوری بشه ببخشید

ا/ت: هر بار که دعوا میکردیم همین کار رو میکردی اخرش هم همینجوری میشد

یونگی: خوب ا/ت من خوشم نمیاد که بقیه بدنت رو ببینن یا با کسی گرم بگیری

ا/ت: هوففف میبخشمت اما اخرین بارته

یونگی: باشه باشه حالا میشه در رو باز کنی

ا/ت: نخیر امشب باید تو اتاق کارت بخوابی تا یاد بگیری دیگه از این کارا نکنی
دیدگاه ها (۰)

chand Party:یونگی: بیب خودت میدونی نمیتونم بدون بغل کردنت بخ...

درخواستی چیزی دارین بگین زیر این پست و اینکه یه چیزی هم بگید...

chand Party:ا/ت: با یونگی دعوام گرفته بود و یونگی داشت همینج...

feik Part³:نامجون: بچه ها زود باشین لباس بپوشید باید بریم بی...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

::forced love::Part 5::خدمتکار: اقای جئون قرار داشتن، رفتن ب...

love in the dark⑥⑥شبدر باز شد و جونگکوک اومد کوک: سلام جوابش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط