fake kook

fake kook
part*41

صبح
کوک: ا.ت
ا.ت: میخوام بخوابم
کوک: بیدار شو
ا.ت: حالم خوب نیست
کوک: چیشده
ا.ت: بخوابم خوب میشم
کوک: باشه خب من بیرونم
ا.ت: باشه
رفتم بیرون صبحونه خوردم
م: ا.ت خوابه
کوک: آره
✓:بیماری چیزی داره
کوک: نه
م: خب داشته باشه تو چیکار داری
کوک: مامان تروخدا دعوا نکنید
م: خب پسرم بیا بریم بیرون
کوک: باشه راستی ا.ت بیدار شد بهش بگو ما رفتیم بیرون
✓: باشه
رفتیم بیرون

یک ساعت بعد
از دید ا.ت
بلند شدم رفتم بیرون
ا.ت: سلام
✓: سلام
ا.ت: کوک کجاست
✓: رفتن بیرون
ا.ت: نگفتن کجا
✓: نه
ا.ت: خب شما چرا نرفتید
✓: من خواستم پیش تو بمونم تو فکرت بودم
ا.ت:بخاطر من نرفتید
✓: اره
ا.ت: اخه چرا منم بیدار میکردید
✓: نه عزیزم میخواستم یه چیزی هم بهت بگم
ا.ت: خب بفرمایید گوش میدم
✓: واقعا چطور جونگکوک باور کردی
ا.ت: چی
✓: چرا دوسش داری
ا.ت: ببخشید ولی چرا میپرسید اتفاقی افتاده جونگکوک بهت چیزی گفته
✓: منظورم اینه که چطور فکر میکنی دوست داره
ا.ت:یکم دارم به شک میفتم اخه راستشو بگید اتفاقی افتاده
✓:مگه تورو گروگان نگرفته بود
ا.ت: خب اره
✓: پس چطور عاشقت شد
ا.ت: نمیشه این سوال از خودش بپرسید
✓:خب ولش کن

شرط: ۲۰لایک

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۶)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

(وقتی داره ادا در میاره که قهره)یک روز کاملا عادی بود که جون...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو بونتن پارت ۷

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط