قلدر مدرسه(part 11)
قلدر مدرسه(part 11)
ویو یوری
رسیدم مکان خونشون بود منو سونگ و یونگی رفتیم داخل اونجا به رایان تولدشو تبریک گفتیم و شادی و خوشحالی کردیم
و آهنگ گذاشته بودن سونگ رفت با ی دختر رقصیدن و همه داشتن باهم می رقصیدن که من یونگی مونده بودیم که یونگی اومد سمتم
یونگی:افتخارشو میدی
یوری:اوفف باشه
و منو یونگی هم باهم رقصیدیم و بعدش کیکو اوردن و به ماهم دادن داشتیم میخوردیم که رایان اومد سمتم
رایان:سلام یوری خوبی
یوری:سلام رایان مرسی تو خوبی
رایان:ممنون میگم میشه ی لحظه بیای اون طرف
یوری:باشه
یونگی:توی ذهنش(اینا دارن کجا میرن بزار منم برم ببینم چی میگن)
و رفتم جای خلوت تا به حرفاشون گوش کنم
رایان:میگم یوری...ی سوال دارم ازت
یوری:بپرس
رایان:تو..تو...تو. دوست پسر داری
یکم مکث
یوری:نه ندارم
رایان:پس میشه مال من شی
یوری:چیی
رایان:لطفا یوری از ..از موقعی که تورو دیدم به علاقهمند شدم
یوری:آمم میدونی رایان من یکی دیگرو دوس دارم
رایان:آمممم
یوری:ناراحت نشیها من اصلا منظوره بدی ندارم ولی دلم با یکی دیگس
رایان:اوکی..اصلا ولش کن فرض کن که هیچی بهت نگفتم
یوری:باشه ...من میرم دیگه
و یوری رفت و.........
امروز همینقدر تونستم بنویسم چون همین العانشم کارم داشتن من بخاطر شما این پارتو گذاشتم فردا هم میزارم نگران نباشید🍓
ویو یوری
رسیدم مکان خونشون بود منو سونگ و یونگی رفتیم داخل اونجا به رایان تولدشو تبریک گفتیم و شادی و خوشحالی کردیم
و آهنگ گذاشته بودن سونگ رفت با ی دختر رقصیدن و همه داشتن باهم می رقصیدن که من یونگی مونده بودیم که یونگی اومد سمتم
یونگی:افتخارشو میدی
یوری:اوفف باشه
و منو یونگی هم باهم رقصیدیم و بعدش کیکو اوردن و به ماهم دادن داشتیم میخوردیم که رایان اومد سمتم
رایان:سلام یوری خوبی
یوری:سلام رایان مرسی تو خوبی
رایان:ممنون میگم میشه ی لحظه بیای اون طرف
یوری:باشه
یونگی:توی ذهنش(اینا دارن کجا میرن بزار منم برم ببینم چی میگن)
و رفتم جای خلوت تا به حرفاشون گوش کنم
رایان:میگم یوری...ی سوال دارم ازت
یوری:بپرس
رایان:تو..تو...تو. دوست پسر داری
یکم مکث
یوری:نه ندارم
رایان:پس میشه مال من شی
یوری:چیی
رایان:لطفا یوری از ..از موقعی که تورو دیدم به علاقهمند شدم
یوری:آمم میدونی رایان من یکی دیگرو دوس دارم
رایان:آمممم
یوری:ناراحت نشیها من اصلا منظوره بدی ندارم ولی دلم با یکی دیگس
رایان:اوکی..اصلا ولش کن فرض کن که هیچی بهت نگفتم
یوری:باشه ...من میرم دیگه
و یوری رفت و.........
امروز همینقدر تونستم بنویسم چون همین العانشم کارم داشتن من بخاطر شما این پارتو گذاشتم فردا هم میزارم نگران نباشید🍓
- ۱.۱k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط