{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرابسرخ

#شراب_سرخ



Part: ⁵⁶


درو قفل کردم و کلید رو گذاشتم تو جیبم و رفتم از پله ها

پایین از ،رفتم سوار ماشین شدم و کوک با سرعت راه افتاد از عمارت زد بیرون و رفتیم محل همیشه



ویو جنا



داشتم میدویدم که رسیدم به صخره که خیلی خیلی بلند بود و پایینش دریا بود
مَرد از تاریکی جنگل در اومد صورتش پوشیده بود...
چاقویی دستش که چیز های عجیبی حک شده بود از سر چاقو تا تهش ،چاقو سیاه بود و علامت هایی قرمز روش حکاکی شده بود


مَرده : بلاخره پیدات کردم کردم کیم جنا

جنا : ت....تو...کی هستی...چرا فامیلی کیم رو من میزاری...؟(لرزون،نفس زنان)



مرد چاقو رو تو دستش میچرخاند، و آروم آروم مثل روانی ها نزدیکم می شد و منم آروم آروم عقب می رفتم



مرده : قتی خانواده تو ،یا همون جیا جونت توسط خانواده کیم مرده، چرا که نه فامیلی اونا رو تو بزارم


خواستم حرفی بزنم که چاقو رو قلبم زد و اونو چرخاند منو پرت کرد پایین صخره و افتادم تو دریا ....کهههههههه...

بیدار شدم(ها ها)
عرق رو پیشونیم بود
وای خدا این چه خواب تخم مرغی بود که من دیدم
پارچ آب رو از رو میز برداشتم و ریختم تو لیوان و خوردم
نشستم لبه تخت و گوشمو برداشتم ازرو میز و دیدم دوباره همون شماره ناشناس
هوففففف این دیگه کردم خریههههه


زنگ زدم به همون شماره
و بعد چندتا بوق برداشت
و با صدایی که معلوم با دستگاه داره به گوش من میرسه حرف زد



مرد: به به بلاخره زنگ زدی خانم جنا(خانم جنا رو دونه دونه گفت)


جنا: تو کدوم کص/خلی هستی ها؟!


مرد : خب ببین من چیزی رو به تو می می فهمونم که مطمئنم تو دربارش نشنیده بودی
خب ببین همون آقایی که میشه بهش اعتماد داری اون کسی هست که جیا جونت رو کشت

جنا : مزخرف نگو اون همچین کاری انجام نمیده

مرد : اگه باور نمیکنی برات یه ویدئویی فرستادم با چشای خودت ببین

صداشو گذاشتم رو آیفون و رفتم ویدئویی که فرستاده بود رو دیدم

و با اون ویدیو ای که دیدم گوشی از دستم افتاد زمین

این امکان نداره....تهونگ همچین کاری نمی کنه(بغض )

مرده پشت تلفن حرف زد:


پس با چشایخودت دیدی که نمی تونی حتی به اون اعتماد کنی روزی می رسه که تو و خانواده ات من جات بودم......


نزاشتم حرفشو کامل کنه تلفن رو غط کردم
و رو زانو هام نشستم و اخه چه طور ممکنه



(دوستان ویدیو این بود که تهونگ با اسلحه رو سر جیا می زاره و اونو می کشه ولی ولییییییییی اینجوری نیست چون اون فیلم با هوش مصنوعی درست شده بود و این الاغ قصه ما نفهمید که کار ته نیست)

بلند شدم و با چشای اشکی رفتم در و باز کنم
که در قفل بود
وات؟
کوبیدم به در و داد زدم:

اهایییییییی کسی نیستت...چرا این در قفل هویییییی


ولی کسی جواب نداد
ای بابا پس تنها راه حل اینکه
برگشتم سمت پنجره ...
یه هودی مشکی و شلوار کارگو پوشیدم و گوشی مو و یه اسحله ای که قبلا از اتاق تهونگ برداشته بودم ،گوشی مو برداشتم و رفتم سمت پنجره...


ادامه دارد....


نظر بدیننننننننن حمایتتتت کنیدددد💔
دیدگاه ها (۳)

#شراب_سرخ Part: ⁵⁷ گوشی مو و یه اسحله ای که قبلا از اتاق تهو...

💔💔

۱۲ تا ار معروف ترین کی پاپ کره و از معروف ترین به کم ترین مع...

خفه شو قدرت رپ رو عشق کن

#شراب_سرخ Part:⁶⁴یه دفعه یه در وا شد و دیدم جنا بی حال بود ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط