#شراب_سرخ Part: ۷۱ (پارت اخر) خواستم جواب بدم که صدای تیر ان...

#شراب_سرخ Part:⁷⁰شب عروسی:...........................ویو جنا...

#شراب_سرخ Part:⁶⁹یه بوسه گذاشت رو گردنم و رفت بیرون و منم آم...

#شراب_سرخ Part:⁶⁸پرستار: آقای کیم ما همه آزمایش هارو انجام د...

#شراب_سرخ Part:⁶⁷تهونگ: ای خدا صبر بده بع زن آینده این کوک.....

#شراب_سرخ Part:⁶⁶جونکوک : مرتیکه دلم برات تنگ شده بودددددتهو...

#شراب_سرخ Part:⁶⁵ سرشو نوازش میکردم و خسته بودم منم خوابیدم....

#شراب_سرخ Part:⁶⁴یه دفعه یه در وا شد و دیدم جنا بی حال بود ج...

#شراب_سرخ Part:⁶³ویو تهونگ چشامو با سختی باز کردم و دردی رو ...

#شراب_سرخPart:⁶²رفتم سمت در کلبه و داشتم باز میکردم کههههههه...

#شراب_سرخ Part:⁶¹رفتیم از اتاق بیرون خورشید داشت غروب میکرد ...

#شراب_سرخ Part: ⁶⁰چشامو بستم و دیگه امیدی نداشتم حتی امید به...

#شراب_سرخ Part: ⁵⁹وایسادم و کمی به اسلحه نگاه کردم و تیرهاشو...

#شراب_سرخ Part: ⁵⁸ موهام رو موج های دریا بود و حتی نفس کشیدن...

#شراب_سرخ Part: ⁵⁷ گوشی مو و یه اسحله ای که قبلا از اتاق تهو...

#شراب_سرخ Part: ⁵⁶ درو قفل کردم و کلید رو گذاشتم تو جیبم و ر...

#شراب_سرخ Part: ۵۴#فصل_دومگوشیم زنگ خورد،صفحه رو دیدم که.......

#شراب_سرخ Part: ۵۳#فصل_دومرفتم به اون وان این که می خوام برم...

#شراب_سرخ Part: ۵۲#فصل_دومجونکوک ول کن نبود پس تنها چارم گوش...

#شراب_سرخ Part: ⁵¹#فصل_دوماروم از بغلم دراومد و‌ پتو رو روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط