{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش بود
اکنون بزرگ شده ام مادرم را می خواهم , نه برای گرفتن گوشه چادرش
می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم.
نه اینکه دلم خوش شود که می دانم نمی شود !
شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم
دیدگاه ها (۱)

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

سلام و احترام 🌻سلام امام زمان، حضرت مهدی جان♥️گاهی یک نام، ب...

به.وقت.دلتنگی.حضرت.عشقشاید روزگار، چهره‌ها را از مردان بزرگ ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش اول_ _سردرگم هستم. با خودم در جنگم.می‌خواه...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁵دو روز بعد...زخم‌های جونگکوک کمی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط