{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره اینجا نشسته گریه میکنه زاری میکنه از برای من پرتقال

دختره اینجا نشسته گریه میکنه زاری میکنه از برای من پرتقال من یکی رو ببین یکی رو بزن، با چشمای بسته بزن...!!!
لا مصب اصن وقتی این بازی رو میکردم انگار واقعن اشکم در میومد... یه همچین بچه حساسی بودم من!!
دیدگاه ها (۴)

گاهی اوقات حسرتِ تکرارِ یک لحظه دیوانه کننده ترین حس دنیاست!

ﻫﯿﺲ... ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻥ! ﺻﺪﺍﯼ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭ...

هنوزعاشقٍ آن لحظه ام که کنارت بودم و کودک درونم از اشتیاق با...

دلتنگی...؟ حاضر √ غم...؟ حاضر √ درد...؟ حاضر √ تنهایی...؟ حا...

پارت ۷ساعت ۱۲ ظهر_جونگکوک:همینطور نشسته بودم رو یکی از کاناپ...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

رمان دخت من

Part ²⁵ویو لیلی شوکه بودم اما نگاهم همینجوری رو چشمای جونگکو...

#ارباب‌سنگدل #پارت_2ویوی جونگ کوک : با بچه ها رفتیم به همون...

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط