{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به شب گفتم...

به شب گفتم...
برای من
یکی از بهترین و زیباترین آرامش را بیاور...

ستاره چشمکی زد
ماه درخشید
و گلی شگفت
شهابی رد شد
نسیمی وزید
عطرگل یاس در باغچه پیچید
برگی روی شاخه رقصید

به شب گفتم:
این چه ربطی به آرزوی من داشت؟!
شب لبخندی زد وگفت:
راز خوشبختی و آرامش دیدن ولذت بردن از
زیبایی هاست.......


شبتون پرستاره✴✴✴✴
دیدگاه ها (۴)

هر که با عشق بر این دایره پیوسته سلاممهر جویانه بدین قافله د...

رﻧﮓ ﺑﺰﻥ ....ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ " ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ " ﺍﺳﺖ!!!می توﺍﻧﯽ ﺍﺯ ...

عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند هردو از احساس نفرت پر شدند ...

ﺷﻌﺮﯼ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺯﻳﺒﺎ ﺍﺯ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﻻﻫﻮﺭﻱ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻃﻼ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﻮﺩ...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

به شب گفتم ...برای منیکی از بهترین و زیباترین آرامش را بیاور...

به شب گفتم برایم یکی از بهترین و زیباترین آرامش رو بیاور ستا...

به شب گفتم برایم یکی از بهترین و زیباترین آرامش رو بیاور ستا...

به شب گفتم برایم یکی از بهترین و زیباترین آرامش رو بیاور ستا...

پارت 8رسیدیم به بیمارستان که زود برانکارد اوردن و هامان رو ب...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁶..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨هوای شب سنگین‌تر شده بود. سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط