{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به شب گفتم برایم یکی از بهترین و زیباترین آرامش رو بیاور

به شب گفتم برایم یکی از بهترین و زیباترین آرامش رو بیاور
ستاره چشمکی زد
ماه درخشید
و گلی شگفت
اخمی کردم
به شب گفتم این چه ربطی به آرزوی من داشت
شب لبخندی زد وگفت:
راز خوشبختی دیدن زیبایی هاست
دیدگاه ها (۲)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_36بعد از دوتا مسافر گرفتن پش...

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

پارت چهاردهم

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط