{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یک خیابان می خواهد...

دلم یک خیابان می خواهد...
که بشود باتو قدم زد...
جایی که مردمش زبان مارابلدنیستند...
من به زبان خودمانی...
هی بگویم دوستت دارم و عابران درگیراین کنجکاوی باشند...
من چه می گویم که تواینطور میخندی...
دیدگاه ها (۱)

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میرود دست دلم میلرزد...! ...

•●♥بَعضی وَقتا خِیلے سَخته..... ⇨•●♥که پیش بقیه وانِمود کنے ...

❥❥ﯾﻌﻨـے ﻣﯿﺸــﻪ؟ ﯾـه ﺭﻭﺯ ﺍﺷـکــ ﺑﺮﯾــﺰَﻡﺍﻣــّـا❥❥ﺍﺯ ﺭﻭےِ ﺷــٌ...

ایـــــــن روزا شــــــــــرمنــــــده دلــــــم هســــــــت...

طبیعت

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

چندپارتی جیهوپ

فصل دومپارت یازدهم | اعترافی زیر نور ماهصدای موسیقی سالن کم‌...

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

ᴘᴀʀᴛ ۳۸ | یه حرف مهمبعد از مسابقه...آرا هنوز از خوشحالی لبخن...

رمان: «از تو متنفرم»پارت ۷۰ ساعت دقیقاً هفت بود.آریانا وارد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط