فصلها رفتند اما همچنان پاییز ماند
فصلها رفتند اما همچنان پاییز ماند
نیمی از من با تو در مِهر خیال انگیز ماند
پهن کردم خاطراتت را ... چه بارانی گرفت!
چشمهای خیس من بر دوش رخت آویز ماند
دستهایم گرم دست توست حتی روزهاست
گرمی دستان تو بر روی قلب میز ماند
رد شدی انگار قلبم را کسی خنجر زده!
رد شدی در ذهن کوچه عطر تند و تیز ماند
باز دیدار من و تو، قلب من اهواز شد!
وقت رفتن قلب من در سردی تبریز ماند!
نیمی از من با تو در مِهر خیال انگیز ماند
پهن کردم خاطراتت را ... چه بارانی گرفت!
چشمهای خیس من بر دوش رخت آویز ماند
دستهایم گرم دست توست حتی روزهاست
گرمی دستان تو بر روی قلب میز ماند
رد شدی انگار قلبم را کسی خنجر زده!
رد شدی در ذهن کوچه عطر تند و تیز ماند
باز دیدار من و تو، قلب من اهواز شد!
وقت رفتن قلب من در سردی تبریز ماند!
- ۱.۳k
- ۰۷ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط