کوکبه اطراف نگاه انداختم یعنی کجا میتونه رفته باشه

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦

𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟎

کوک:به اطراف نگاه انداختم یعنی کجا می‌تونه رفته باشه.
داشتم برمیگشتم داخل عمارت که صدای شاخه های درخت توجه مو جلب کرد.
بدون سروصدا رفتم زیر درخت که بله خانم سعی داشت بیاد پایین.
منو هنوز ندیده بود اومد پایین که لب زدم:

کوک:بالا خوش گذشت؟

آنالی:تو تو اینجا چیکار میکنی؟

کوک: سوال داره؟

آنالی:بخدا دست خودم نبود خیلی ترسیده بودم.

کوک: مشکل خودته الان باید آزمایش کنم ببینم سالمه یا نه.

آنالی:این همه دختر چرا من.

کوک:آروم لبامو به گوشش رسوندم و لب زدم:
کوک:چون تو متعلق به منی.

ویو آنالی

دستشو برد سمت کمرم و منو محکم به خودش چسبوند.

کوک: دوست ندارم به جز من کسی بهت دست بزنه.
پس بهتره باهام همکاری کنی اگه مقاومت کنی دیگه اون جونگ کوک قبلی نیستم توهم برام مثل بقیه آدما بی ارزش میشی.

آنالی:آروم بغضمو قورت دادم آخه گناهم چی بود از بچگی زجر کشیدن حالا هم که اینجام.
دیگه هیچی تو دست خودم نبود.
آروم سرمو انداختم پایین و اشکام شروع کرد به سرازیر شدن.

کوک:هوفففف دوباره داری گریه میکنی؟

کوک:.............

ادامه دارد..................∆
دیدگاه ها (۰)

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟏کوک:آنا‌............کای: ارباب.کوک:چی شده؟کای...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟐آنالی:دستشو محکم گرفتم و نشونمش روی تخت.جعبه ...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟗آنالی:سرشو آورد نزدیک و خواست چیزی بگه که محک...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟖آنالی: فقط به گاز کوچولو بود.چند قدم عقب رفتم...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_281حالا اینه رفتار پدر...

☆سادیسمی من

قلدر مدرسه ( پارت ۱۳ )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط