آنالی فقط به گاز کوچولو بود
#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟖
آنالی: فقط به گاز کوچولو بود.
چند قدم عقب رفتم که یکدفعه منو گرفت و انداختم روی کولش.
آنالی: چیکار میکنی بذارم پایین.
کوک:میخوام باهم بازی کنیم.
آنالی: الان یکی میبینمون.
کوک:خب ببینه مگه چی میشه.
آنالی:با مشت های کوچیکم به کمرش میزدم ولی فایده ای نداشت.
وارد اتاق شدیم و منو انداخت روی تخت و روم خیمه زد.
کوک:نظرت چیه یه بازی کوچولو کنیم؟
آنالی:من اصلا علاقه ای به بازی کردن ندارم حالا هم از روم پاشو.
کوک:میدونی اصلا دوست ندارم که کسی جواب رد بهم بده یکمی بازی میکنیم و بعد میشی مامان بچه هام.
آنالی:گمشو اون ور دست بهم نزنیا که پدرتو درمیارم.
کوک:اوم خب ببینم میخوای چیکار کنی.
آنالی:چیزه من.......
کوک:خب حرفی نداری من کارمو شروع میکنم.
آنالی:نگاهی بهش انداختم که دستشو برد سمت دکمه های پیراهنم و دوتاشو باز کرد.
دستمو گذاشتم روی دستش و لب زدم.
آنالی:جون هرکی دوست داری لطفاً نکن.
کوک:نوچ نمیشه.
آنالی:دستامو گذاشتم روی سینش تا هولش بدم ولی زور من کجا و زور اون کجا.
دستمو محکم گرفت بالای سرم و لب زدم:
کوک:به این راحتیا نمیتونی فرار کنی پرنسس.
آنالی:سرشو آورد نزدیک و..............
ادامه دارد.............∆
بچهها من پارتام صبح تاحالا آماده بود ولی ویسگونم مشکل داشت و تا الان چند بار حذف و نصبش کردم که درست شد و تونستم پارت بذارم
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟖
آنالی: فقط به گاز کوچولو بود.
چند قدم عقب رفتم که یکدفعه منو گرفت و انداختم روی کولش.
آنالی: چیکار میکنی بذارم پایین.
کوک:میخوام باهم بازی کنیم.
آنالی: الان یکی میبینمون.
کوک:خب ببینه مگه چی میشه.
آنالی:با مشت های کوچیکم به کمرش میزدم ولی فایده ای نداشت.
وارد اتاق شدیم و منو انداخت روی تخت و روم خیمه زد.
کوک:نظرت چیه یه بازی کوچولو کنیم؟
آنالی:من اصلا علاقه ای به بازی کردن ندارم حالا هم از روم پاشو.
کوک:میدونی اصلا دوست ندارم که کسی جواب رد بهم بده یکمی بازی میکنیم و بعد میشی مامان بچه هام.
آنالی:گمشو اون ور دست بهم نزنیا که پدرتو درمیارم.
کوک:اوم خب ببینم میخوای چیکار کنی.
آنالی:چیزه من.......
کوک:خب حرفی نداری من کارمو شروع میکنم.
آنالی:نگاهی بهش انداختم که دستشو برد سمت دکمه های پیراهنم و دوتاشو باز کرد.
دستمو گذاشتم روی دستش و لب زدم.
آنالی:جون هرکی دوست داری لطفاً نکن.
کوک:نوچ نمیشه.
آنالی:دستامو گذاشتم روی سینش تا هولش بدم ولی زور من کجا و زور اون کجا.
دستمو محکم گرفت بالای سرم و لب زدم:
کوک:به این راحتیا نمیتونی فرار کنی پرنسس.
آنالی:سرشو آورد نزدیک و..............
ادامه دارد.............∆
بچهها من پارتام صبح تاحالا آماده بود ولی ویسگونم مشکل داشت و تا الان چند بار حذف و نصبش کردم که درست شد و تونستم پارت بذارم
- ۱۱.۷k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط