{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتایی دلم میخواد یکی از پشت چشمامو بگیره و ازم بپرسه

یه وقتایی دلم میخواد یکی از پشت چشمامو بگیره و ازم بپرسه :
اگه گفتی من کیم؟

منم دستاشو بگیرم و بگم :
هرکی هستی برو به جهنم
سیب زمینی ترسیدم...
چیه خووو؟؟؟؟؟؟
اعصاب ندارم...
خخخخخخ
دیدگاه ها (-۶)

چه حس خوبیه یکی رو داشته باشی حتی وقتی که سرش شلوغه یهو برگر...

 آهــــــــای تازه وارد شده به این دنیای مجـــــــــــــــا...

ﻣــِـﻬــﺮَﺑـــُـﻮﻥ ﺑـــﺎﺷـــﯽ , ﻣــﯿــﺸــﯽ ﻫـــَــﻮَسﺳــَـﺮﺩ...

??به بعضیـام باس گــفت★??شـٌما سینْگِِــل بودَنِتــو 2 دَقیق...

رمان ارام باش

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart :27با نگهبان رفت...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

سلاممممبچه ها این اولین تکپارتی ایه که من دارم مینویسم ببخشی...

---پارت²همون شب، اتاق نوانوا روی تخت دراز کشیده بود و برگه ر...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

سکوت پیستPart:¹⁰¹(ویو جونگ کوک)مری با همه دخترایی که تا الان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط