{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها تا حالا تو این چند وقتی که تو ویس بودم این موقع شب

بچه ها تا حالا تو این چند وقتی که تو ویس بودم این موقع شب نیومدم و پست نزاشتم ولی بزنم به تخته مثل اینکه همه بیدارن حتی پر شور تر از ساعات دیگه . اینجا دقیقا ساعت چند درش رو می بندن تا صبح فکر کنم بازه خخ ببینم یک کاری می کنید ازین به بعد این موقع بیام . بچه ها فعلا شبتون بخیر دیگه نمی تونم مقاومت کنم . اصن یک وضعی
دیدگاه ها (۴۰)

انگار  بتهوون برای من می نوازد وقتی که هدیه می دهی به من صدا...

هر  روز در سکوت خیابان دوردست روی ردیف نازکی از سیم می نشست ...

قسمت  اين بود که من با تو معاصر باشم تا در اين قصــــه پر حا...

کشتی درحال غرق شدن بود که ناخدا فرمان خروج داد مردها حمله ک...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

سلام دخترای قشنگم امیدوارم حال دلتون خوب باشه ( برعکس من ) و...

بابل لیکسی:

زندگی جدیدp5ویوانیاالا دو هفته از اردو میگذره و الا تو اتوبو...

پارت ۵ حسنا ی لحظه غمگین شد که قراره خانوادش و ( محنا ) رو ا...

درود....نمی دونم ولی قرار درباره خیلی چیزهای حرف بزنم یه معر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط