{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Badandgoodlife

#Bad_and_good_life
part ①⑨

~من خونه تو نمیام، پدربزرگت اونجاست

√من گفتم خونه خودمم نه اونجا

√خودت خونه داری

√اهوم

~دیگه بدترررر

√چرااا؟

~با تو تنها توی خونه؟؟؟ عمرااا

√واه چرا؟؟؟://

~باتو تنها باشم معلوم نیست چیکار بکنی

√نترس کاری نمیکنم، بیا بریم

√اخه میخوام باهات چیکار کنم، اصن چیکار میتونم بکنم

~خیلی کارا

√یااا من مثل تو منحرف نیستم

~ارع جون خودت، حالا میبینمت یادت میارم مستر کیم

[تهیونگ یه پوزخند زدو سوار ماشین شدن سمت خونه رفتن]
*فلش بک به خونه تهیونگ*

~تو دلش: واو اینجا خونست یا قصر پراااام

√خب بیب پیاده شو

[زبان راوی: ته و یونا رفتن داخل خونه
تم خونه تهیونگ بنفش مشکی بود یونا هم عاشق رنگبنفش دلش ضعف رفت]

√بیب قهوه میخوری درست کنم؟

~اهوم

(ته رفت سمت اشپزخونه و قهوه درست کرد)

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

#Bad_and_good_life part②⓪(یونا رفت رو مبل نشست و خونه روبران...

ببخشید دیر گذاشتمفالور: 35لایک: ۲٠

#Bad_and_good_life part ①⑧√آیــش کمکم کن بلند شم~(کمکش کرد) ...

#Bad_and_good_life part ①⑦"فلش بک به 40 دقیقه بعد که تهیونگ ...

خانواده ی جئون

فیک بازی با عشق پارت ۶ته: ارهجیمین: یکی زدم به کلش گوساله جی...

Part 28یونا : چه عجیب دختر بهترین رفیقم میشه عروسما،ت : من ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط