{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Badandgoodlife

#Bad_and_good_life
part ①⑧
√آیــش کمکم کن بلند شم

~(کمکش کرد) ب

~الان باید کجا بریم؟؟

√خونه من

~خونه تو؟؟؟ عمرا

√یاا رو حرف شوهرت حرف نزن(خنده)

~توشوهر من نیستییییی بفهممم

√ساکت شو، صدامون میشنون(بلند عصبی)

~ببخشید(بغض)

√بریم(عصبی)

~(بغض)
[زبان بنده: تهیونگ راه می افته جلو یونا هم پشتش راه میره]

√یونا

~بله(خیلیی اروم که صداشو مورچه نمیشنوه)

√یونی من

~بله

√چرا صدات از ته چاه میاد

√یونی گشنگم معذرت میخوام سرت داد زدم

~(بغضش ترکید)

√یا یونا گدیه نکن لطفا قلبم اتیش میگیره

~هیچ وقت بابام سرم داد نزده بود

√یونا معذرت میخوام قول میدم دیگه سر بیبم داد نزنم، فقط لطفا گریه نکن(بغلش میکنه)

~قول دادیاا(کیوت)

√قولِ قول قول

√حالا گریه نکن بریم خونه
دیدگاه ها (۰)

#Bad_and_good_life part ①⑨~من خونه تو نمیام، پدربزرگت اونجاس...

#Bad_and_good_life part②⓪(یونا رفت رو مبل نشست و خونه روبران...

#Bad_and_good_life part ①⑦"فلش بک به 40 دقیقه بعد که تهیونگ ...

#Bad_and_good_life part①⑥"فلش بک به بیمارستان"[روای گشنگ تون...

ویو جونگکوک انداختمش صندوق عقب و سوار ماشین شدم-بسه دیگه گری...

پارت ۲ اماده شدم و با هانی رفتم بار خیلی داشت بهم خوش می گذش...

فیک تب p11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط