{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت[16]
بعد غذاشون
تهیونگ:ا/ت
ا/ت:بله
تهیونگ:اوم میگم که میخوای بهت عمارتو نشون بدم؟
ا/ت:نخیرم من باهات حرفی ندارم
تهیونگ:انقدر لوس نشو
ا/ت:لوس نیستم
تهیونگ:راستی از تمه اتاقت خوشت میاد؟
ا/ت:نخیرم
تهیونگ:ابرو هاشو میده بالا
ا/ت:اوم خب راستش آره خنده دندونی میزنه بعد یهو جدی میشه اه من اصلا چجوری باهات خوب رفتار میکنم عجب اسکلیم تو منو دزدیدی
تهیونگ:ا/ت
ا/ت: باز چیه هی ا/ت ا/ت
تهیونگ:میدونسی قراره هم اتاقی شیم دیگه پس بهتره عادت کنی
ا/ت:چ...چی؟
تهیونگ:چهار بخشه هم اُ تا قی هم اتاقی
ا/ت:ن...نهههه من نمیخوامممم
تهیونگ:مجبوری اگرم منو قبول نکنی بزور ازدواج میکنیم فهمیدی؟
ا/ت:تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی تهیونگ شییی
تهیونگ:تهیونگ شی هیچ کاری نمیتونه بکنه؟ یادت رفته این تهیونگ شی یه مافیا بزرگه؟
ا/ت:هر کی که باشی من ازت نمیترسم
تهیونگ:چون دوست دارم فکر کردی بلایی سرت نمیارم؟ازین به بعد سرپیچی کردی تنبیهی فعلا بهت دست نمیزنم بجاش با یچیز دیگه تنبیهت میکنم خانم ا/ت
ا/ت:میشه تنهام بزاری؟
تهیونگ:نخیر
ا/ت:لطفا تهیونگ تویه چشاش اشک جم شده بود داشت با بعض میگفت
تهیونگ:میخوای گریه کنی اگر برم؟
ا/ت:آره برو
تهیونگ:همینجا گریه کن
ا/ت:نمیخوام
تهیونگ:خب نخا
ا/ت:گمشوووو
تهیونگ:هیسسس خب میگم که تم اتاقمون چه رنگی باشه؟
ا/ت:من نمیخوام با تو هم اتاقی باشم فهمیدی؟
تهیونگ:من فعلا میرم برگشتم بهم بگو
بعدشم رفت
ا/ت:تا تهیونگ رفت زد زیر گریه




ادامه دارد....
دیدگاه ها (۵)

پارت ۳۸ویو فردا صبح ساعت ۶:۲۰/ا.ت:چشمش رو باز میکنه و تازه ی...

پارت ۳۹سوار ماشین شدم همه چی رو چک کردن و راه افتادن این بار...

پارت[15]ا/ت:تهیونگ بیا صحبت کنیم خواهش میکنم من نمیتونم اینج...

پارت[14]تهیونگ:میره جلوا/ت:نیا نزدیکم هیق [ همینجوری داشت اش...

سناریو

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط