{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان : آیدل من

رمان : آیدل من

پارت :«3»

ویو «ا/ت»
با صدای هشدار ساعتم از خواب نازم بیدار شدم ، ساعت و نگاه کردم ساعت 2 بود سریع بلند شدم تختمو مرتب کردم ، لیا هم با صدای هشدار بیدار شده بود ، اول رفتم یه دوش پنج مینی گرفتم اومدم بیرون لیا رفت حموم ، موهامو خشک کردم از بالا دم اسبی بستم یه آرایش لایت کردم لباس«عکس میدم» پوشیدم ، لیا هم از حموم اومد بیرون لباس هاشو «عکس میدم»پوشید موهاشو خشک کرد و باز گذاشتشون ، یه تینت زد با ریمل ارایششو کامل کرد ، کتونی هامونو پوشیدیم و گوشیمونو برداشتیم رفتیم بیرون ، هم زمان که رفتیم بیرون کیتی و سوزی هم اومدن بیرون خیلی خوشگل شده بودیم رفتیم پایین ، از خونه اومدیم بیرون سوار ماشین شدیم منو و سوزی عقب و لیا هم رانندگی میکرد و کیتی جای شاگرد نشسته بود و راه افتادیم به سمت کمپانی ......
دیدگاه ها (۰)

«لباس پسرا برای کمپانی »

«لباس دخترا برای کمپانی»

رمان : آیدل من پارت :«2»ویو «ا/ت»با حرفی که آقای جانگ زد داش...

«عکس شخصیت های اصلی رمان »:«ایدل من»

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط