{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز مامانم داشت سیب زمینی سرخ میکرد ،با قیافه ای مظلوما

امروز مامانم داشت سیب زمینی سرخ میکرد ،با قیافه ای مظلومانه بشقاب به دست رفتم پیشش میگم مامان دوتا سیب زمینی بهم میدی ؟؟


به همین سوی چراغ...دوتا سوخته شو بهم داده میگه برو دیگه!!


حالا من مونده بودم بهشون سس بزنم یا پماد سوختگی!! ?
والاخخخخخ
دیدگاه ها (۱۶)

الان ۲۰ دقیقه ست که دارم گریه میکنم........ . . . . . . . . ...

بلاخره تموم شد......................قیمه‌هایی که از محرم مام...

ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ برای تست انعکاس صدا ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ: ﭘﯿﮋﺍﻧﻠﯿﻮ...

‌ وقتی یک مرد بهتون میگه:یه تار موتو به دنیا نمیدم, برای امت...

جادوی عشق ۱۲ part نفس با هزار جور دوا و دکتر بالاخره و بعد ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط