مستی در شب P
🥂مستی در شب🥂 🪐P12🪐
جونگکوک: «باشه. حالا به من بگو دقیقاً چی توی این کیف باید باشه. من مینویسم. با خط خوش!»
· تو: «خط خوش؟! تو که خطت مثل پای مرغه!»
· جونگکوک: (اخم میکنه) «برای دخترم و زنم، قشنگ مینویسم!»
یادداشت برمیداره و قلم به دست آماده میشه. تو شروع میکنی به گفتن:
· تو: «لباس خودم: یه پیژامه راحت، یه عبا، دمپایی...»
· جونگکوک: (مینویسه) «پیژامه... عبا... دمپایی...»
· تو: «لباس بچه: چند تا سرهمی، پتو، کلاه، جوراب...»
· جونگکوک: (چشماش برق میزنه) «کلاه؟ جوراب؟ ای خدا چقدر کوچولو!»
· تو: «وسایل خودم: مسواک، خمیردندان، شامپو، کرم...»
· جونگکوک: «کرم... حتماً. باید پوستت نرم بمونه.»
· تو: «مدارک: شناسنامه، کارت ملی، بیمه...»
· جونگکوک: «نوشتم.»
· تو: «و یه چیزی برای خودت.»
· جونگکوک: (سر بلند میکنه) «برای من؟ چی؟»
· تو: «خوراکی. ممکنه کلی معطل شی. باید یه چیزی بخوری.»
· جونگکوک: (اخم میکنه) «من گشنم نمیشه وقتی تو توی اتاق عملی. من همونجا جلوی در میایستم و قدم میزنم تا بیای بیرون.»
· تو: «جونگکوک...»
· جونگکوک: «باشه باشه. یه شکلات میذارم. راضی شدی؟»
لیست رو تموم میکنین. جونگکوک با دقت همه چی رو توی چمدون میچینه. آخرش میشینه روی چمدون تا ببندش. یهو یادش میاد:
· جونگکوک: «آهان! یه چیزی کمه!»
· تو: «چی؟»
· جونگکوک: «عروسک جینا!»
میره سمت اتاق دخترتون که هنوز تکمیل نشده. از توی قفسه یه خرگوش کوچولوی صورتی برمیداره و میاد میذاره توی چمدون.
· جونگکوک: «وقتی به دنیا اومد، اولین چیزی که ببینه این عروسکه. که یادش باشه چه اتاق قشنگی براش درست کردیم.»
· تو: (بغض میکنی) «کوک...»
· جونگکوک: (میاد بغلت میکنه) «دیدی؟ من به همه چی فکر کردم. پدر خوبی میشم ها!»
· تو: «میدونم... بهترین بابای دنیا میشی.»
همونطور تو بغل همید، یه لگد محکم از طرف دخترتون میخورین. هر دوتا میخندین.
· جونگکوک: «نگاه کن داره اعتراض میکنه میگه این خرگوش رو من توی عکس سونوگرافی ندیده بودم!»
· تو: «میگه بابا انقدر سخت نگیر. هر وقت خودم بیام بیرون، خودم انتخاب میکنم کدوم عروسک رو دوست دارم.»
· جونگکوک: (با جدیت به شکمت نگاه میکنه) «باشه دخترم. هر چی تو بگی. ولی این خرگوش رو فعلاً میذاریم. بعداً هر چی خواستی میخریم.»
شب میشه. چمدون کنار در ورودی آمادهست. جونگکوک یه تیکه کاغذ چسبونده روش: «بیمارستان - فوری - برای پرنسس کوچولو»
ادامه......
جونگکوک: «باشه. حالا به من بگو دقیقاً چی توی این کیف باید باشه. من مینویسم. با خط خوش!»
· تو: «خط خوش؟! تو که خطت مثل پای مرغه!»
· جونگکوک: (اخم میکنه) «برای دخترم و زنم، قشنگ مینویسم!»
یادداشت برمیداره و قلم به دست آماده میشه. تو شروع میکنی به گفتن:
· تو: «لباس خودم: یه پیژامه راحت، یه عبا، دمپایی...»
· جونگکوک: (مینویسه) «پیژامه... عبا... دمپایی...»
· تو: «لباس بچه: چند تا سرهمی، پتو، کلاه، جوراب...»
· جونگکوک: (چشماش برق میزنه) «کلاه؟ جوراب؟ ای خدا چقدر کوچولو!»
· تو: «وسایل خودم: مسواک، خمیردندان، شامپو، کرم...»
· جونگکوک: «کرم... حتماً. باید پوستت نرم بمونه.»
· تو: «مدارک: شناسنامه، کارت ملی، بیمه...»
· جونگکوک: «نوشتم.»
· تو: «و یه چیزی برای خودت.»
· جونگکوک: (سر بلند میکنه) «برای من؟ چی؟»
· تو: «خوراکی. ممکنه کلی معطل شی. باید یه چیزی بخوری.»
· جونگکوک: (اخم میکنه) «من گشنم نمیشه وقتی تو توی اتاق عملی. من همونجا جلوی در میایستم و قدم میزنم تا بیای بیرون.»
· تو: «جونگکوک...»
· جونگکوک: «باشه باشه. یه شکلات میذارم. راضی شدی؟»
لیست رو تموم میکنین. جونگکوک با دقت همه چی رو توی چمدون میچینه. آخرش میشینه روی چمدون تا ببندش. یهو یادش میاد:
· جونگکوک: «آهان! یه چیزی کمه!»
· تو: «چی؟»
· جونگکوک: «عروسک جینا!»
میره سمت اتاق دخترتون که هنوز تکمیل نشده. از توی قفسه یه خرگوش کوچولوی صورتی برمیداره و میاد میذاره توی چمدون.
· جونگکوک: «وقتی به دنیا اومد، اولین چیزی که ببینه این عروسکه. که یادش باشه چه اتاق قشنگی براش درست کردیم.»
· تو: (بغض میکنی) «کوک...»
· جونگکوک: (میاد بغلت میکنه) «دیدی؟ من به همه چی فکر کردم. پدر خوبی میشم ها!»
· تو: «میدونم... بهترین بابای دنیا میشی.»
همونطور تو بغل همید، یه لگد محکم از طرف دخترتون میخورین. هر دوتا میخندین.
· جونگکوک: «نگاه کن داره اعتراض میکنه میگه این خرگوش رو من توی عکس سونوگرافی ندیده بودم!»
· تو: «میگه بابا انقدر سخت نگیر. هر وقت خودم بیام بیرون، خودم انتخاب میکنم کدوم عروسک رو دوست دارم.»
· جونگکوک: (با جدیت به شکمت نگاه میکنه) «باشه دخترم. هر چی تو بگی. ولی این خرگوش رو فعلاً میذاریم. بعداً هر چی خواستی میخریم.»
شب میشه. چمدون کنار در ورودی آمادهست. جونگکوک یه تیکه کاغذ چسبونده روش: «بیمارستان - فوری - برای پرنسس کوچولو»
ادامه......
- ۳.۷k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط