{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام عشق مخفی

نام : عشق مخفی



P7

ات،

امروز عروسی لیسا و تهیونگ بود اون دوتا بهم رسیدن اما من هعی. تصمیم گرفتم قشنگ ترین لباسم رو بپوشم ولی یکم باز که برام مهم نیست. تو عروسی بودم که رفتم دست شویی که پشت سرم گایونگ اومد.
، خیلی خوش حالی مگه نه
. اره دلیلی نداره تو عروسی داداشم خوشحال نباشم
، کم مونده دیگه داداشتم از لیسا بدزدی
. هی منظورت چیه
،واسه ادمایی مثل شما لازم بهتوضیح نیست
. بهتره لغب های بقیه رو رو خودت نزاری
، من مثل شماچشم به شوهر دیگران نیست «رفت»
این داره چه زری میزنه اومد رید تو عصابم اه عوضی همیجوری دونگ مین ازم متنفره اینم مثل خودش کرده. فکر کنم خانوادگی شبیح همن عوضییییی

دونگ مین،

تو عروسی بودیم ات امروز خیلی خوشگل شده بود وای همش تقصیر این گایونگ هعی متوجه شدم ات رفت دستشویی و گایونگ هم پشت سرش رفت. بعد یک ربع برگشت پشت سرش ات هم با صورت پریشون برگشت به گایونگ گفتم
؟ بیا بیرون کارت دارم
، «رف بیرون»
؟ هی بهش چی گفتی؟
، هعیی چرا نمیپرسی اون به من چی گف هااا
؟ خودتم می دونی براچی؟
، خب چرااا؟
؟ من عاشقق اتم با تو به زور نامزد کردم بفهممم
و رفتم تو

راوی،
دیدگاه ها (۱)

نام:عشق مخفی P8راوی،بله حدود دو ماه گایونگ و دونگ مین همش دع...

نه پیامی نه لاکی هیچی همینجوری می بینید و رد میشین اره باش م...

نام:عشق مخفی P6ات،وقتی داییم گفت که دونگ مین داره ازدواج میک...

نام : عشق مخفی P5دونگ مین،می خواستم برم پایین که به ات بگم ا...

36کوک: اووو اون مین هیوک نیست؟ (تعجب) چون ایت پشت کرده بود.ن...

10کوک: خوبه.... بعد مدرسه جفتتون میمونید آزمایشگاه رو تمیزمی...

استاد اخمو ۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط