#شعله_های_عشق

#شعله_های_عشق
#part_17
#ادامه‌پارت
صدای گرم میکائیل پاسخ داد

: پدر جسیکا عه معلوم نیست سوکجین چیکارش کرده! اشکاش بند نمیان

عمو جک از پله ها پایین اومد و میکائیل و ادوارد و زد کنار و دسته من رو کشید و از بغل زن عمو کاملیا درآورد به زمین نگاه میکردم تا انگشتش رو آورد زیر چونم و مجبورم کرد بهش نگاه کنم به چشماش اشکی نگاهش کرد و گفت

: چیشده؟

با بغض گفتم

- میخاد از هم جدا شیم!
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

درودمن زندم👈🏻👉🏻࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❺–«با...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

stolen

Part 8

Enemys Embrsce [ part 40]

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

p58🩸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط