{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آ

یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهرو فراموش کنم، هر چه گذشت خانه ی دل، بتکانم ازغم و به دستمالی از جنس گذشت ،بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل مشت را باز کنم، تا که دستی گرددو به لبخندی خوش دست در دست زمان بگذارم یاد من باشد فردا دم صبح به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم و به انگشت نخی خواهم بست تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کردگرچه دیر است ولی کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگرددبذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم من به بازار محبت بروم فردا صبح مهربانی خودم، عرضه کنم یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد فردا حتمابه سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست یاد من باشد فردا حتماباور این را بکنم، که دگر فرصت نیست و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مراو بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردای دگر
دیدگاه ها (۲)

تقدیم به روی ماهتون

.

سلام دوستان گلم صبحتون زیبا وپر از یاد خدا ...

بعضی ها؛شبیه عطر بهارنارنج هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در ...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

پروانه جان

پارت ۲۵

پارت ۲۴صبح که شد، رزا دنبال یک جواب نگشت. چون تهِ دلش هنوز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط