{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه، گفتم: مامان پـر،

وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه، گفتم: مامان پـر،

خندیدی و گفتی: «من که پر ندارم»

بزرگتر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی ...

به یاد مادرهای عزیزی که دیگه پیشمون نیستن ...
دیدگاه ها (۱)

یا دنیا من الأمل یا حیاتی أقول أحبک أم أهواک أقول أعشقک بل م...

أحبـــــــــک بجنون….. خلیهم یدرون.. ویش بسوین؟… من بحر عدن ...

دینـــــــــــــــــــــــار کویت

رمان عشق مافیا پارت 2 از زبان ا/تگفتم : تو چی گفتی 😠🤨تو فکر ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

P³⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

«Last part» •sad rose•(-متن نامه-) (سلام اوپا،وقتی این نامه ...

چیشد که عاشقت شدم؟شاید از همون روزی که فهمیدم بودنت با همه‌ی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 143♡⁠。⁠)⁩با وجو...

خب...بر خلاف روز های دیگه خالتون امروز سرحال نیست..امروز با ...

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط