{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که:«چرا محو تماشای منی؟

گفته بودی که:«چرا محو تماشای منی؟

                                            آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی!»

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

                                             ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی !
دیدگاه ها (۲)

تو نیستی که ببینی                      چگونه عطر تو در عمق ل...

بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندمهر که آرد سخن از عشق به...

مندر آن لحظه کهچشم تو به من می‌نگردبرگ خشکیده ایمان رادر پنج...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

مهمونی پارت ۳۸

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط