{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه خسته می شوم از این روزهای تکراری، و این ساعت ها ، که

گاه خسته می شوم از این روزهای تکراری، و این ساعت ها ، که چه سنگین سپری

می شوند...

گاه بی تاب می شوم از این همه حوصله ای که ثانیه ها دارند، و هیچ گاه هم سَر

نمی رود ...  و چه بی پایان گِردی ساعت روی دیوار را دور می زنند و چه

بی عار، دوباره و دوباره و دوباره طی می کنند این مسیر هزار باره را!!


اما، همیشه... همیشه ی همیشه ، یک امید حقیقی، گرچه دور، اما گرم و نورانی،

قدم هایم را به خود می کِشد...

و دست هایم را می گیرد و با خود می بَرَد، به آن سوی دلتنگی ها، و جدایم

می کند از این روز و شب های تکراری بی پایان... و جدایم می کند از این همه فکر

و خیال دنیای بزرگترها!!


می خواهم بچه شوم، و بچه بمانم! خسته ام از تمام مسئولیت ها و نگرانی ها و

تصمیم های «بزرگتر» بودن!!
دیدگاه ها (۱)

شخصیت‌های توکیو ریونجر به عنوان برادر

عاشقانه های شبنم

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط