{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قول بده که خواهی آمد ،

قول بده که خواهی آمد ،
اما هرگز نیا ...!

اگر بیایی ،
همه چیز خراب می‌شود ...!

دیگر نمیتوانم اینگونه با اشتیاق ،
به دریا و جاده خیره شوم ...!

من خو کرده ام ،
به این انتظار ...!

به این پرسه زدن ها ،
در اسکله و ایستگاه ...!

اگر بیایی ،
من چشم به راهِ چه کسی بمانم ...؟

#رسول_یونان
دیدگاه ها (۱)

آن که فتوا می دهد بوسیدنت معصیت استیا نبوسیده کسی را، یا دور...

-صبح که برپا دادند:پوتین هایم را برق انداختم!با تمام قدرتم ر...

من پای نوشتن را به داستان زندگیش باز کردم...من یادش دادم نحو...

می شوم سرباز ِ عشقت، بی بی ِ دل! لب بدهتا نخورده برگ ِ نامم ...

پارت ۳ ویو ا.ت توی ماشین بودیم که تهیونگ شروع کرد به حرف زدن...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²³نور صبح از لای پرده‌های ...

عنوان رمان: پیمانِ یخ و آتش‌## پارت دوم: پرده‌ی تظاهر‌خورشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط