یه زمانی خیلی زیاااااد در برابر بدی که در حقم میشد سکوت م
یه زمانی خیلی زیاااااد در برابر بدی که در حقم میشد سکوت میکردم
تا حدی که آدمای اطرافم فک میکردن اصلا بدی نکردن چون قاعدتا اگه بدی میکردن حتما من باید یه اعتراضی میکردم دیگه بالاخره
سخت به زبون میاوردم که آهای فلانی کاری که کردی ته بی شعور بازی بود
فک میکردم خودشون عقل دارن میفهمن که بی شعور بازی درآوردن دیگه
ولی خوب زهی خیال باطل :)
رسید یه زمانی که همون آدما واسه کارایی که نکرده بودم یه حرفایی بارم کردن که تا فیها خالدونم سوخت
وقتی از حرفاشون شکستم دیدم که از شکستم جیگرشون حال اومد
نمیدونم حال اون موقع رو چجوری توصیف کنم
ولی یه حال زاری بود
خدا نصیب گرگ بیابونم نکنه :)
یه تصمیمی گرفتم
ولی تصمیمم این نبود که سعی کنم اشتباه آدمارو به روشون بیارم
بلکه تصمیم گرفتم دیگه دور و بر هیچ آدمی نرم و نذارم هیچ آدمی دور و برم بپلکه
من از جنس این آدما نیستم
من بلد نیستم مثل این آدما باشم
من تنهایی حالم بهتره...
به وقت حال بدی های تموم نشدنیه همه ی این روزها
01:02 #دلنوشته
تا حدی که آدمای اطرافم فک میکردن اصلا بدی نکردن چون قاعدتا اگه بدی میکردن حتما من باید یه اعتراضی میکردم دیگه بالاخره
سخت به زبون میاوردم که آهای فلانی کاری که کردی ته بی شعور بازی بود
فک میکردم خودشون عقل دارن میفهمن که بی شعور بازی درآوردن دیگه
ولی خوب زهی خیال باطل :)
رسید یه زمانی که همون آدما واسه کارایی که نکرده بودم یه حرفایی بارم کردن که تا فیها خالدونم سوخت
وقتی از حرفاشون شکستم دیدم که از شکستم جیگرشون حال اومد
نمیدونم حال اون موقع رو چجوری توصیف کنم
ولی یه حال زاری بود
خدا نصیب گرگ بیابونم نکنه :)
یه تصمیمی گرفتم
ولی تصمیمم این نبود که سعی کنم اشتباه آدمارو به روشون بیارم
بلکه تصمیم گرفتم دیگه دور و بر هیچ آدمی نرم و نذارم هیچ آدمی دور و برم بپلکه
من از جنس این آدما نیستم
من بلد نیستم مثل این آدما باشم
من تنهایی حالم بهتره...
به وقت حال بدی های تموم نشدنیه همه ی این روزها
01:02 #دلنوشته
۱۸.۳k
۲۲ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.