{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو,

نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو,
نمیدونم چراقسمت میکنم روزهای خوب زندگیمو...
چراتو اول قصه همه دوستم میدارن,
وسط قصه میشه سر به سر من میزارن...
تامیخواد قصه تموم شه همه تنهام میزارن...

میتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم,
میتونم مثل همه قصه ی بادی بسازم,
تا با یه نیش زبون بترکه و خراب بشه,
تابیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه...

میتونم بازی کنم باعشق و احساس کسی,
میتونم درست کنم ترس دل و دلواپسی...
میتونم دروغ بگم تاخودمو شیرین کنم,
میتونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم...


ولی با این همه حرفا باز منم مل اونا,
یه دروغگو میشم و همیشه ورد زبونام...
یه نفر پیدابشه به من بگه چیکار کنم,
باچه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم...
من باید از چی بفهمم چه کسی دوستم داره,
توی دنیا اصن عشق واقعی وجود داره...
دیدگاه ها (۱۵)

اسمش را میگذاریم دوست مجازی.....اما آنسو یک آدم...

می‌شود لباس‌هام را همينجور که تنم است بپوشانم به تن تو؟ و ل...

شاخه گلی که به تنهایی‌ام بو برده بود, در فاصله‌ی بین دست‌ها...

بغضم گرفته وقتشه ببارم چه بی هوا هوای گریه دارم باز کاغذام...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³¹(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط