وصدایی آمد
وصدایی آمد
آسمان کرنش کرد
دیدگانم تر شد
او دگر بار مرا نجوا کرد
باز گشتم
کاسه ای بود پر از آب زلال
و درونش سیبی
که به افکار زمین می خندید
و من اینک در فکر
که چرا آدمیان می خندند؟!
آسمان کرنش کرد
دیدگانم تر شد
او دگر بار مرا نجوا کرد
باز گشتم
کاسه ای بود پر از آب زلال
و درونش سیبی
که به افکار زمین می خندید
و من اینک در فکر
که چرا آدمیان می خندند؟!
- ۱۹۷
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط