{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصدایی آمد

وصدایی آمد
آسمان کرنش کرد
دیدگانم تر شد
او دگر بار مرا نجوا کرد
باز گشتم
کاسه ای بود پر از آب زلال
و درونش سیبی
که به افکار زمین می خندید
و من اینک در فکر
که چرا آدمیان می خندند؟!
دیدگاه ها (۱)

گاهی فکر می کنم او از ابتدا نیز آسمانی بود و در بین زمینیانت...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۶ چند روز از اعتراف چانگبین و جونگین ...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۰ | «مهمان ناخوانده، رئیس...

پارت ۱۴ .... اعتراف

بالهای سرخ پارت ۱۲

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

قسمت هشت

📖 آکادمی آستریاپارت سوم | «اولین هشدار»بعد از آزمون...همه در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط