{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت

ادامه پارت ۴۸


جیمین:میگی که..
شنودایی که بهت داده بودیم و کار گذاشتی؟
وویونگ:بله آقای‌پارک یکی زیر میز و تخت یکی هم پشت آینه کنسول اتاقش
داشتم زیر تخت کار میزاشتم که بعد از بلند شدن بیدار شد و مچمو گرفت
اما نفهمید چیکار میکردم
با بهونه قرص و سردرد دست به سرش کردم
یونگی:نیشخندی روی لبم اومد
سرمو تکون دادم و نشستم رو کاناپه
جیمین:خوبه..
کارت عالیه دختر
پس فعلا تمام تلفن هاو کارایی که تو اتاقش می‌کنه..
زیر نظر داریم.
یونگی:یادت نره وویونگ
هر اتفاقی..تاکید میکنم هر اتفاقی که افتاد
کشتن یه آدم..
هر خبری درباره ا.ت باشه..
درباره تهیونگ یا دوستاش..
برنامه ریزی خلاصه هرچیزی که اونجا شنیدی
یا دیدی دنبال حقیقت داشتنش نگرد و فقط به ما اطلاع بده
فهمیدی؟
وویونگ:بله..کاملا فهمیدم فقط..
مرسی که این لطف رو بهم کردین
که تونستم پیش ا.ت باشم..
یونگی:لبخندی زدم..
بجز کارت که حرف نداره
فقط تویی که اونجا میتونی مراقب ا.ت باشی
ازت ممنونم دختر
پس تا خبری که بهم بدی فعلا
وویونگ:فعلا قربان
گوشی‌رو غط کردم و دست و صورتمو شستم
رفتم بیرون لباسمو با یه هودی سفید و شلوارش عوض کردم
موهامو بستم و رفتم از اتاق بیرون..
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴9#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──ویو‹لیان›بعد از نگه داشتن ماش...

ادامه پارت ۴۹ببین ا.ت میشه یکم خرابکاری نکنی؟جیمین ازم خواست...

پارت ۴۸#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──عمارت کیم ویو‹وویونگ›آروم رفت...

ادامه پارت ۴۷ا.ت:پشتم به در بود نشسته بودم رو تختتهیونگ:فعلا...

حساسیت من پارت ۲

Part 6

فیک مافیای سیاه من part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط