{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی می رسد...

روزی می رسد...
که یک ملافه ی سفید پایان می دهد...
به من...
به شیطنت هایم...
به بازیگوشی هایم...
به خنده های بلندم...
روزی که همه بادیدن عکسم بغض کنند و بگویند:
"دیوونه دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده! "
دیدگاه ها (۴۷)

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﺷﻨﯿﺪﻡ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻮﻣﻦ ﺍﺳﺖﻧﻤﺎﺯﺵ ﺗﺮﮎ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩﺯﯾﺎﺭﺕ...

۴ایرانی تونستن بهترین بازیکن آسیا بشن که هر ۴نفر پرسپولیسی ه...

سامی : مامان طلا نقاشیم قشنگه؟ مامان طلا: آره پسرم، چی کشیدی...

ناموسن ﻣﺎ میرﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﺍﺭﻥﻗﺪﻡ میزنن............

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

سناریو

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

روزی نیست که دنباله‌های جریان مدعی اصلاحات با تولید حواشی تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط