{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Cold love/عشق سرد

Cold love/عشق سرد

Part⁵

_شاید الان موقعیت مناسبی نباشه،اما من یه هدیه ی کوچیک براتون آماده کردم.

+هدیه؟!

_بله

رفتم و کیک رو جلوش گذاشتم و پاکت کوچیک رو پشت سرم قایم کردم.

چشماش برقی زد...
با مهربانی نگاهش کرد...
چطوری زمانی که حتی والدینش از تولدش خبر نداشتند،خدمتکارش اینگونه برایش تدارک دیده بود؟

+سوهو_یا...

پاکت رو از پشت سرم در آوردم و دادمش به هیون.

_ببخشید،میدونم که خیلی کمه...ولی این تنها چیزی بود که از دستم برمیومد...

منتظر واکنش عصبانیش بودم.،اما بر خلافش،جا کلیدی رو از توی جعبه در آورد و نگاهش کرد

+اینو خودت بافتی؟

_بله...

+این خیلی قشنگه...ممنونم.

لبخندی زدم و سرم رو پایین انداختم و با پاهام بازی بازی میکردم

بلند شد و به سمتم اومد:تو خیلی معصومی

یه قدم جلوتر اومد...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Cold love/عشق سردPart⁶دستش رو آروم روی گونه ام کشید.گونه هام...

Cold love/عشق سردPart⁷ سست شده بودم و هیچکاری نمیکردم.فقط با...

Cold love/عشق سردPart⁴_ح...حالتون خوبه ارباب؟!چیزی‌شده؟!+بشی...

آقا خدایی میدونم ۶۱ فالوور چیز زیادی نیستولی‌ واقعا،جدی میگم...

پدرخوانده²p²ا.ت پاکت رو محکم توی دستش گرفته بود.+ ا.ت، پاکت ...

ادامه پارت ۳۴

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

رمان تهیونگ

لبخند قاتلپارت⁴⁵ویو جونگ‌کوکچند ثانیه بعد، چراغ‌ها دوباره رو...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_7ویو میراچند ثانیه بعدسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط