{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرخوانده²

پدرخوانده²
p²

ا.ت پاکت رو محکم توی دستش گرفته بود.

+ ا.ت، پاکت رو بده به من.

_ نه... اول بگو توش چیه.

+ گفتم بده به من!

_این نامه درباره‌ی خانواده‌ی منه!

جونگکوک با عصبانیت جلو اومد.

+ا.ت! گفتم بده به من!

ا.ت از صدای بلندش جا خورد و چشم‌هاش پر از
اشک شد.

_ چرا سرم داد می‌زنی؟ من فقط می‌خوام حقیقت رو بدونم...

+ چون این حقیقت برای تو خطرناکه!

_ پس چرا همیشه ازم پنهانش کردی؟

جونگکوک ساکت شد.

ا.ت پاکت رو پشت سرش پنهان کرد.

_ این بار دیگه نمی‌ذارم ازم بگیریش.

+ا.ت... اون پاکت رو باز نکن.

_ چرا؟

جونگکوک چند لحظه بهش خیره شد.

+چون ممکنه بعد از خوندنش، دیگه نتونی مثل قبل به من نگاه کنی.

ا.ت با بغض گفت:

_من نگاهم بهت عوض نمیشه ولی انگار نگاه تو خیلی عوض شده

+ ا.ت نزار عصبی بشم پاکت رو بده

_نمیدم

...

_چیه؟

+برای آخرین بار میگم بده به من

_منم برای بار آخر میگم نمیدم بهت

جونگکوک با عصبانیت شونه ا.ت رو گرفت و ا.ت رو برگردند

دستش رو برد سمت پاکت

ولی ا.ت دستشو بالا نگه داشت

+مثل یه دختر خوب بهم بدش

_نمیدمش نمیدمش نمیدمش
دیدگاه ها (۳۵)

خوشگلااا اونایی که فیک پدرخوانده فصل اول رو نخوندن برن بخونن...

پدرخوانده²p¹چند ماه از ازدواج ا.ت و جونگکوک گذشته بود.زندگی‌...

آتیشی که از بارون شروع شد part 44ویوی ا. تپدر جونگکوک به سمت...

آتیشی که از بارون شروع شد part 50 به طبقه پایین رسیدیمخانه ک...

نام: قرارداد نفرتPart:33جونگکوک چند لحظه به پوشه نگاه کرد، ب...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 43ویوی ا. تبه جونگکوک نگاه کرد...

آتیشی که از بارون شروع شد part 38ویوی ا. تاز ماشین پیاده شدم...

آتیشی که از بارون شروع شد part 41ا. ت: جونگکوک؟جونگکوک: چی؟ا...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 42ویوی ا. تبرای چند ثانیه حتی ...

نام: قرارداد نفرتPart:70صبح روز بعد...نور آفتاب از پنجره افت...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 36ویوی ا. تجونگکوک ماشین رو با...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 46ا. ت: الان؟جونگکوک: بله.ا. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط