Forced Marriage
Forced Marriage
Part 24
چند دقیقه بعد مکانیک شرکت کنار ماشینم ایستاده بود
با دقت پیچ های لاستیک رو بررسی کرد
بعد سرش رو بلند کرد و گفت
اگه با همین وضعیت حرکت میکردین احتمال داشت وسط راه لاستیک از جا دربیاد
جین با ناباوری نگام کرد
&یعنی یکی عمداً این کارو کرده
مکانیک شونه ای بالا انداخت
بعید میدونم خودش شل شده باشه
سکوت سنگینی بینمون حاکم شد
بعد از اینکه پیچ ها رو محکم کرد جین تا کنار ماشینم اومد
&امشب تنها نرو
+جین
&لجبازی نکن
میتونم پشت سرت حرکت کنم یا حتی برسونمت
لبخند کم رنگی زدم
+لازم نیست
اگه قرار باشه بترسم یعنی همون چیزی شده که اون میخواد
جین آهی کشید
&فقط مواظب خودت باش
سرم رو تکون دادم و سوار ماشین شدم
تمام مسیر هر چند دقیقه یک بار توی آینه نگاه میکردم
این بار خبری از اون ماشین مشکی نبود
همین باعث شد کمی آروم تر بشم
بالاخره جلوی خونه توقف کردم
ماشین رو پارک کردم و پیاده شدم
همین که خواستم در رو باز کنم گوشیم لرزید
یه شماره ناشناس
چند ثانیه به صفحه خیره شدم
جواب ندادم
زنگ قطع شد
هنوز گوشی توی دستم بود که دوباره زنگ خورد
این بار تماس رو وصل کردم
+الو
چند ثانیه فقط سکوت بود
بعد صدای آروم نفس کشیدن یه نفر شنیده شد
بدون اینکه حتی یه کلمه حرف بزنه تماس قطع شد
چند لحظه همون جا خشکم زده بود
بی اختیار اطرافم رو نگاه کردم
کوچه خلوت بود
اما اون حس دوباره برگشته بود
انگار یه جایی یکی داشت نگاهم میکرد
چند متر اون طرف تر داخل یه خودروی شیشه دودی مردی گوشی رو از کنار گوشش پایین آورد
لبخند کجی روی لبش نشست
فعلاً نه
هنوز وقتش نرسیده
ماشین آروم روشن شد و بی صدا از کوچه دور شد
در حالی که جنا هیچ وقت متوجه حضورش نشد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 24
چند دقیقه بعد مکانیک شرکت کنار ماشینم ایستاده بود
با دقت پیچ های لاستیک رو بررسی کرد
بعد سرش رو بلند کرد و گفت
اگه با همین وضعیت حرکت میکردین احتمال داشت وسط راه لاستیک از جا دربیاد
جین با ناباوری نگام کرد
&یعنی یکی عمداً این کارو کرده
مکانیک شونه ای بالا انداخت
بعید میدونم خودش شل شده باشه
سکوت سنگینی بینمون حاکم شد
بعد از اینکه پیچ ها رو محکم کرد جین تا کنار ماشینم اومد
&امشب تنها نرو
+جین
&لجبازی نکن
میتونم پشت سرت حرکت کنم یا حتی برسونمت
لبخند کم رنگی زدم
+لازم نیست
اگه قرار باشه بترسم یعنی همون چیزی شده که اون میخواد
جین آهی کشید
&فقط مواظب خودت باش
سرم رو تکون دادم و سوار ماشین شدم
تمام مسیر هر چند دقیقه یک بار توی آینه نگاه میکردم
این بار خبری از اون ماشین مشکی نبود
همین باعث شد کمی آروم تر بشم
بالاخره جلوی خونه توقف کردم
ماشین رو پارک کردم و پیاده شدم
همین که خواستم در رو باز کنم گوشیم لرزید
یه شماره ناشناس
چند ثانیه به صفحه خیره شدم
جواب ندادم
زنگ قطع شد
هنوز گوشی توی دستم بود که دوباره زنگ خورد
این بار تماس رو وصل کردم
+الو
چند ثانیه فقط سکوت بود
بعد صدای آروم نفس کشیدن یه نفر شنیده شد
بدون اینکه حتی یه کلمه حرف بزنه تماس قطع شد
چند لحظه همون جا خشکم زده بود
بی اختیار اطرافم رو نگاه کردم
کوچه خلوت بود
اما اون حس دوباره برگشته بود
انگار یه جایی یکی داشت نگاهم میکرد
چند متر اون طرف تر داخل یه خودروی شیشه دودی مردی گوشی رو از کنار گوشش پایین آورد
لبخند کجی روی لبش نشست
فعلاً نه
هنوز وقتش نرسیده
ماشین آروم روشن شد و بی صدا از کوچه دور شد
در حالی که جنا هیچ وقت متوجه حضورش نشد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۹
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط