{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگشتانت رابامیخ به زمین کوبیدی وگفتی به شرافتم قسم تنهای

انگشتانت رابامیخ به زمین کوبیدی وگفتی به شرافتم قسم تنهایت نمی گذارم
اما نمیدانم شرافتت رابه کدام نگاه میخکشی فروختی که لنگ لنگان می رفتی...
دیدگاه ها (۲)

نشان سوخته.

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

p4*تهیونگ و ا.ت یه شام رمانتیک کنار هم خوردن و رفتن خونه*تهی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط