مروارید آبی

مروارید آبی
Part ¹⁰

ویو کوک
دنبال تلافی بودم که بهم گفته بود خدمتکار که خودش اب دستم داد (نمیدونم درست نوشتم با نه)
و یکم کرم ریزی چیزیش نمیشد
بعد حرفم کاملا از چشماش ترس معلوم میشد
و من خوشحال بودم که کرمم و ریختم شب راحت سرم و میزارم روی بالشت
داشتم پیش خودم فکر میکردم و لبخند میزدم که با صدای زنگ گوشی به خودم اومدم و بدون اینکه بخونم کیه تلفن و وصل کردم
_بله؟
~ ددیییییی (خوشحال) (جر😂)
کوک سریع به اسم فرد نگاه کرد
_ اه اه تویی حالم و بهم زدی که (میخنده)
~ چطوری کوک؟ شنیدم داری ازدواج میکنی (میخنده)
_ ببین حالم نه خوبه نه بد ( خنده)
تر زدم تو زندگیم
~ شنیدم دختر کیم و گرفتی( خنده)
اخه اون کجا به تو میخوره که رفتی گرفتیش
_(خنده) به جان تو مجبور شدم هیونگ
~ چی بهت بگم اخه؟
مبارک باشهه پسر ایشالا به پای هم خوشبخت شین
_ مرسیی ایشالا نوبت خودت
~سلام میرسونه (خنده)
_چیییی(خنده)
باز کدوم بدبختی و گیر اوردی تهیونگ؟
~ تو عروسی میبینیش
_اگه گمم کردی چی؟
~ منظورت چیه کوک؟
_بابا ریدمممم (خنده) تعداد نفرات عروسی به تالار گفتم پونصد نفر بعد کل طایفه ما دویست نفر بیشتر نیستن
~ جرررر (خنده) این چه کاری بود کوک؟
_ بابا عصبی بودم از دست لانا همینطوری عدد گفتم (خنده)
~ععع پس اسمش لاناست اسم قشنگی داره
_ به شوهرش رفته دیگه
~حالا بزار بگیریشش
_ منظورت چیه؟ فردا عروسیمه
~ چرا اینقد زود؟؟؟
_اره واقعا قبول دارم
هعیی شب برات کارت دعوت میفرستم
~منتظرم
_خب پشت فرمونم من برم دیگه تهیونگ
کاری نداری؟
~نه پسر مواظبت کن از خودتت
_خدافظ
~ خدافظ
پایان تماس
ویو لانا....

شرط پارت بعدی لایک و کامنت از 15 به بالا باشه

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۱۵)

حمایت شه فیک های خوب و خفنی مینویسهhttps://wisgoon.com/sh.jk...

بنفش من Part 18+تهیونگ من نمیخام ترکم کنی من فقط تو رو دارم ...

مروارید آبی Part ⁹+چی مثلا؟ _که زنم نشدی +چرا اونوقت شانس؟ ...

مروارید آبیPart ⁸_کوفت (حرصی) +خب بیا بریم برای هماهنگی تالا...

چند پارتی درخواستی (ازدواج کردی بیبی⁴؟)روش خیمه زدم و لباساش...

قلدر مدرسه ( پارت ۳۳ )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط