{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه تو ميمانى و نه اندوه و نه هيچيک از مردم اين آبادى

نه تو ميمانى و نه اندوه و نه هيچيک از مردم اين آبادى
به حباب نگران لب يک رود قسم,
و به کوتاهى آن لحظه ى شادى که گذشت
غصه هم ميگذرد
آنچنانى که فقط خاطره اى خواهد ماند...
لحظه ها عريانند
به تن لحظه ى خود
جامه ى اندوه مپوشان هرگز....
دیدگاه ها (۳)

نَه ما میمانیم نَه اَندوه..وَ نَه هیچ یِک اَز مَردُمِ این آب...

به قول سهراب سپهری جان:« به كوتاهی آن لحظه شادیكه گذشت، غصه ...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

مرد بی رحم

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

White Lotus | Part 19چند روز از مراسم گذشته بود...زندگی دوبا...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط