عشق کاری

عشق کاری



پارت۸



ویو سون هی:


بعد ۱۴ مین رسیدم شرکت

یه نگاهی انداختم بهش وای خدا چقدر بزرگه
یعنی واقعا من می خواهم اینجا کار کنم🫠😶‍🌫️🙄

رفتم تو دیدم یه خانومه پشت یه میز نشسته که معلوم بود کار ها رو اون انجام میداد

رفتم جلو سلام کردم قیافشو که دیدم بیشتر شبه آمریکایی ها بود

الیزا:سلام بفرمایید.ولی قبل از اینکه بخواهید چیزی بگید باید بگم که رئیس و پسرشون برای جلسه و اینجور چیزا وقت ندارند


سون هی: من پارک سون هی هستم کارمند جدیدتون



الیزا:😵😵 وای وای وای ببببخخهخخخشششید
خانم ببخشید بی ادبی کردم
من واقعاً معذرت خواهی میکنم ببخشید نشناختمتون
رئیس خیلی گفتن که ملاحظه کنم لطفاً منو ببخشید خانم خواهش میکنم


سون هی:😶😶😶😶


الیزا: ببخشید خودمو معرفی نکردم من الیزا هستم ارشد رئیس

مقام شما از من بالاتر هست و ما باید به شما و رئیس و پسر رئیس احترام بزاریم


سون هی:نه این حرف رو نزنید.خب من باید کجا برم؟؟


الیزا:خب ببخشید نمیتونم همراهی تون بکنم خیلی کار دارم به جاش یکی از کارمندامون همراهیتون می‌کنه

کایلین بیا اینجا خانم رو تا بالا هدایت کن و اتاقشون رو بهشون نشون بده



کایلین:چشم



ویو سون هی:

اون خانومه الیزا خیلی معذرت خواهی کرد و خودشو معرفی کرد بعد به یکی از کار مند ها گفت تا من رو تا طبقه ی بالا هدایت کنه سوار آسانسور شدیم


سون هی:خانم کایلین من طبقه ی چندم کار میکنم؟؟؟



کایلین:خانم شما طبقه ی ۱۳۰ کار میکنید آخرین طبقه ی شرکت اتاق شما رو رئیس و پسر رئیس اونجا هست


سون هی:😵‍💫😦😦🤯



بعد از ۳ دقیه الان تازه رسیدیم طبقه ی ۱۳۰




این پارت هم تموم شد🍓🍒




#فیک_جونگ_کوک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۸)

عشق کاریپارت ۹ویو سون هی: بعد ۳ دقیق تازه رسیدیم طبقه ۱۳۰کای...

عشق کاریپارت ۱۰جونگکوک:پس درو باز نمیکنمسون هی:اصلا من چه غل...

عشق کاریپارت ۷ دیگه مهمون ها رفتن من خسته بودم رفتم طبقه ی ب...

عشق کاریپارت۶ویو سون هی:جونگ کوک گفت شمار تو بده تا لوکیشن ب...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۳رفتم سمت اتاق کارم نشستم پشت میز و...

حاجی رفتیم خونه ی دایی بابامبعد پسر وسطیش همسن داداشمه و باه...

Part 2ویو تهیونگ:اجازه ورود رو به منشی جانگ دادم.منشی جانگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط