{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P:3
تهیونگ: هیچی میخواستیم فردا بریم بیرون
ات: کجا؟
تهیونگ: برات لوکیشن میفرستم
ات: اوکی
تهیونگ: شب بخیر:)
ات: شب بخیر:)
گوشیمو خاموش کردم و کم کم چشام گرم شدن خوابیدم صبح با غرغرای یکی بیدار شدم
مامان‌ات: یاااا دختر پاشو ساعت 12 ظهرع
ات: مامان تروخدا یکم دیگ( با صدای خواب الود)
مامان ات:‌پاشو تنبل خانم قراره ساعت 6 مهمون بیاد
ات: کی؟ مامان؟....ماماننننننن(داد)
مامان ات: زهر مار پاشو دیگ
پوففففف پاشدم رفتم سرویس بهداشتی کارای لازمو انجام داد و دراومدم موهامو شونه کردم و لباسامو پوشیدم و رفتم پایین
بابا‌ی‌ات: چ عجب!
ات: یااا مگ من چق خوابیدم
مامان‌ات: کی تو؟ ن اصلا تو خیلی کم خوابیدی
ات: مامانننننن
بابای‌ات: خیلی خب دخترمو ول کنید( خنده)
مامان‌ات: خنده*
اجوما: خانم نهار حاضرع
رفتیم نشستیم سر میز غذا
ات: به به ببین اجوما جونم چی درست کردع
اجوما: نوش جونت
غذامو خوردم و از مامان و بابام تشکر کردم و رفتم ت اتاق با گوشیم ور رفتم ک نفهمیدم کی ساعت 4 شد وای شت الان دیر میشع پا شدم رفتم‌ حموم ی دوش 20 مینی گرفتم و دراومدم و موهامو با شسوار خشک کردم و ی پیراهن دکمه دار صورتی و ی ارایش ملایم کردم و رفتم پایین ک صدای در اومد رفتم درو باز کردم ک دیدم....
شرطا:
لایک:5
ساری دیر شد🗿🤝🏻
دیدگاه ها (۲۵)

فصل:۲ P:4تهیونگ ویو: از پشت دختر داشتم تماشا میکردم ک خانم ه...

P:11زوتان🗿دارم دیوونه میشم‌ اون یکی پارت اشتباهی شد ۷👺رفتم‌ ...

P:2ک یهو ی صدای شنیدم برگشتم دیدم کسی نبود بیخیال شدم برگشتم...

P:1ات ویو: صبح با الارم گوشیم بیدار شدم رفتم سرویس بهداشتی و...

ات: فکرنمی کردم قبول کنه ولی باچیزی که شنیدم پشمام ریخت قبول...

اون مال منه

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط