{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سنش خیلی کم بود.گفتم: چه جوری اومدی جبهه!؟ گفت: با التماس

سنش خیلی کم بود.گفتم: چه جوری اومدی جبهه!؟ گفت: با التماس! گفتم: چه جوری مهمات رو بلند میکنی میاری؟ گفت: با التماس! به شوخی گفتم: میدونی آدم چه جوری شهید میشه؟ لبخندی زد و گفت: با التماس !.....
تیکه های بدنش رو که جمع میکردیم فهمیدم که خیلی التماس کرده!!!!!!
دیدگاه ها (۶)

ای کاش ما هم تو اون زمان بودیم... ای کاش... ای کاش...

رفت و برنگشت و اين رسم روزگار ماند چشم جاده ها هنوز، محو در ...

داروي معنوي...

ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺬﻯ ﺟﻌﻠﻨﺎ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﺘﻤﺴﻜﻴﻦ ﺑﻮﻻﻳﺔ ﺃﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻭﺍﻷﺋﻤﺔ ا...

یهو دیدم سرشو بالا اورد با چشمانی قرمز گفت +«هقق چرا اینجوری...

پارت آخر

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

تا حالا دقت کردین که جین یه مشکل خیلی واضحی برای خوندن داره؟...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 108・⁠]⁠ᕗچشمام رو بستم.اروم گ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 106・⁠]⁠ᕗ از دل درد کمی چهره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط