{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوش آیینه خویش به صیقل دادم

دوش آیینه خویش به صیقل دادم

روشن کردم به پیش خود بنهادم



در آیینه عیب خویش چندان دیدم

عیب دیگران هیچ نیامد یادم
دیدگاه ها (۱)

غم نان اگر بگذارد ... تراژدی هولناک و غم انگیز این روزای مل...

گره ک هر بیر گوزه له بیر دنه چیر کین ده یارانسین بیری انسین...

*از شیخ بهایی پرسیدند: "سخت می گذرد" چه باید کرد؟ *گفت: خود...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

رمان آرام باشپارت ۹ صبح کامیار بیدار شدم دیدم ندا هنوز خوابه...

𝒩𝗂𝗀︎𝗁︎꯭𝗍 𝗌̴𝗍𝖺ᩛ𝒻𝗌ꨲ    :: ‌ ‌ ‌ ‌‌‌         ...

P17ویو نویسنده دامیال:آنیا قرار مون سر جلسه دیگه آنیا :اره ...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_2دستم روی میز نشست تمام وسای...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

فیک : MÁŠȚÊŔ JĚØŃ part:1 ویو ا.ت وسایلم هامو داخل چمدون هام ...

فیک کوک موفقیت عشق در همراه دارد پارت ⁴ویو ا.ت فرمون رو چرخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط