{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره ی تنهایی من پیچاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی
ذکرها گفتی و بر گفته ی خود خندیدی
از همین نغمه ی تاریک مرا ترساندی
بر لبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ی ایمان خواندی
قلب صد پاره ی من مهره ی صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی
جمع کن رشته ی ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟......
دیدگاه ها (۵)

هرکه پیشانی او زخم شده مومن نیستپیر وادی شدن ای دوست! به سال...

شعری زیبا بر اساس حروف الفبا (ا) الا یا ایها الاول به نامت ...

ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺷﺪﻯ ﻣﭙﺮﺱ ، ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻯ ﮐﻴﺴﺖﺳﻘﻒ ﺣﺮﻡ ﻭ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﻴﺨﺎﻧﻪ ﻳ...

قرآن !من شرمنده اماگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه ...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهرهٔ تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

شعر : تسبیح من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تن...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی مشت بر مهره ی تنهایی من پی...

من که تسبيح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهايی من پيچا...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی, مشت بر مهره تنهایی من پ...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط