پارت

پارت34

جیمین:عشقم
ا.ت: چیه
جیمین:مامانم گفت الان میخوان برن خرید تو هم بیا
ا.ت:من چرا
جیمین: باهام باش دیگه
ا.ت: باشه
تق تق تق
جیمین: کیه
+: منم
جیمین: چیه
+: میخوایم بریم خرید دیگه
جیمین: بیا داخل
+: این دختره هنوز اینجاست
ا.ت: ببخشید ولی داشتم اتاق تمیز میکردم
+: ممنون واسه خرید باهامون بیا
ا.ت: چشم
+: خب الان برو بیرون من با جیمین کار دارم
ا.ت: چی
+: همین که گفتم
ا.ت: بله چشم
جیمین: دیگه بریم
+: کارت دارم
جیمین: دیر میشه ها
رفتیم تو ماشین
+: خاله و بابات باهامون میان
جیمین: مامانم نمیاد
+: نه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
تو ماشین بودیم من بین جیمین و لینا بودم
جیمین دستمو گرفت یه نگاهی بهش کردم جوری بهم اشاره کرد که چیزی نگم فقط یه لبخندی زدم
جیمین: هممون میخوایم باهم بریم خرید
پ: از نظرم جدا شیم زودتر تموم میکنیم منو لینا و خالش باهم میریم تو ا.ت هم باهم برید
+:عزیزم ناراحت نباش فقط دوساعت پیش هم نیستیم
جیمین: نه ناراحت نیستم
پ:خب رسیدیم
جداشدیم منو جیمین باهم رفتیم اونا هم رفتن
جیمین: دیگه اینجا میتونم راحت دستتو بگیرم
ا.ت:😊
جیمین: بیا بریم اینجا
ا.ت: اینجا که زنونست میخوای بری براش لباس بخری؟ 🤨😒
جیمین: میخوام برم بخرم درسته ولی برای او نه برای تو
ا.ت: یعنی چی من
جیمین: بیا اینجا ببینم

#فیک
#جیمین
#سناریو
دیدگاه ها (۷)

پارت35جیمین: خریدامون کامل شدا.ت: فقط برای من خرید کردی جیمی...

پارت36رسیدیم خونه+: خب جیمین بیاجیمین: چیه+: بیا دیگه خودت م...

پارت33اومد نزدیکم بوسم کردجیمین: من فقط دارم براشون فیلم باز...

پارت32ا.تیه نگاهی بهش کردمجیمین: عشقم چرا جواب نمیدی از دست ...

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪𝓟16 ویو ا. تدر رو باز کردم و رفتم پایین مامانم دا...

هرزه ی حکومتی پارت ۳ کوک :....قانون ۱ اصن توی اتاق کار من نم...

love Between the Tides²⁰چند روز بعدا/ت با خودم فکر میکردم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط